زلال کودکانه لحظه های کودکانه
| ||
|
دیروز رفتیم پارک ، بین راه آرشام گیر داده بود که اسباب بازی می خوام تو پارک براش بادکنک خریدیم گفتیم بیا اینم اسباب بازی، ولی قبول نکرد گفت این که اسباب بازی نیست فوری می ترکه .گفتیم باشه برگشتنی برات می خریم به یه چهارراه رسیدیم که معمولا اسباب بازی هاشو از مغازه ای که اونجاست می خریم فوری گفت: از همین مغازه می خوام نه جای دیگه .فکر می کنید چی خرید؟ یه تفنگ ژ3 به قول خودش که تیر هم مینداز خیلی قشنگه این دوره عشقش خرید تفنگه .دوره قبل هواپیما و ر بات بود تا بینم دوره بعد چی باشه احتمالا اینطور که پیش میره فضا پیمایی یا به قول خودش (فسینه )(سفینه)که یه بار اشتباهی گفت ( فسینه) باشه. اون روز هرچی گفتم "سفینه" قبول نکرد وقتی گفتم آره تو درست میگی" فسینه"درسته "بعد از چند لحظه فکر کردن گفت: نه مامان تو درست گفتی سفینه درسته .(آخه من از موقعی که آرشام شروع کرد به حرف زدن همیشه کلمات رو درست وبا تلفظ صحیح بهش یاد دادم واسه همین هم دایره لغاتش خیلی وسیعه وهم شیرین زبون و همه چی رو درست میگه ماشالا حرف زدنش با بچه های هم سن وسالش خیلی متفاوته ) یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش می سپارم به تو از چشم حسود چمنش آرشیدا ( شیرین زبون) کلمه متشکرم رو به تازگی از آرشام یاد گرفته وتا چیزی رو بهش میدی فوری میگه "متشکل....." و واکنش من از شنیدن این کلمه تازه که با خنده شیرینش همراه میشه امان نمیده بقیه اش روبگه . حسن تو همیشه در فزون باد رویت همه ساله لاله گون باد اندر سر من خیال عشقت هر روز که هست در فزون باد نظرات شما عزیزان: |
دی 1396 تير 1396 فروردين 1396 مهر 1395 شهريور 1395 تير 1395 ارديبهشت 1395 فروردين 1395 اسفند 1394 بهمن 1394 دی 1394 آذر 1394 آبان 1394 مهر 1394 شهريور 1394 مرداد 1394 تير 1394 خرداد 1394 ارديبهشت 1394 فروردين 1394 اسفند 1393 بهمن 1393 دی 1393 آبان 1393 مهر 1393 تير 1393 خرداد 1393 ارديبهشت 1393 فروردين 1393 اسفند 1392 بهمن 1392 فروردين 1391 |
[قالب وبلاگ : تمزها] [Weblog Themes By : themzha.com] |